۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

سلام جیگر مامان




آخ که چه شیرینه این قندو عسل روبینا. من خیلی تنبلم دو ماه بود که فیلم دوربین پر شده بود ومن وقت نکردم برم فیلم بخرم تا اینکه بابایی دیروز خرید هی میگم بابا این دوربینا دیگه قدیمی شدن این جدیدا انقدر جالب نه فیلم میخواد نه سیدی یه حافظه کوچولو که چندین گیگ فضا داره بعد بابایی میگه بابا اینا رو تازه خریدیم که باشه اینارو یه آگهی بدیم بلکت بفروشیم اونوقت نشو بخریم میگم بابا ماشالا که تو وضع مالیت خوبه بخر اینا رم میفروشیم حالا خلاصه باید چونه زد. چند ماه غر زدم تا بعد از 100 با رفتن تو مغازه ودیدن انواع ماشینای ظرفشویی وخون کردن دل من یه ماشین ظرفشویی خرید. بعدشم کلی نق زدم تا یه ماشین خشک کن لباس خرید آخ که اینجا اصلا نمیشه بدون خشک کن زندگی کرد. حالا بگذریم
 


/دیروز کیریستینا و پاوولین اینجا بودن و از اونجا که کیریستینا مامان بزرگت شده برات یه هدیه آورده بود پی پی لونگ سترومپ یا همون پیپی جوراب بلندعکسش برات گذاشتم که یادگاری برات بمونه






مهربونن این آدما وخوش به حالشون امروز راه افتادن برن عروسی رزی استکهلم. منم دوست داشتم برم بهشون گفتم برام عکسای عروسیشو بیارن. منم دلم مسافرت میخواد آخ که بد جوری خسته ام. قرار شده تعطیلات کریسمس بریم norvej من وتو.





بابایی نمیاد و دایی خودش برامون بلیط گرفته 12 روز وشاید باباییتم بره آلمان پیش خوانوادش. میخوام برم اسکی میخوام خوش بگذرونم کی میدونه جز خدا که چقدر احساس تنهایی و خستگی میکنم. اما راضیم گله ندارم زندگی همینه و هر کس مشکلات خاصی داره.




فرزانه ومانی هم میرن هنگ کنگ. امشب که اینجا بودن بهش گفتم بابا آخه هنگ کنگم جاست میرفتی اسپانیایی جایی. نمیدونم شاید قشنگ. راستی مامانی داری دندون در میآری دندونای جلوی فک پایین. البته الان نکش زده بیرون و فکر کنم تا یکی دو ماه دیگه بقیشم در بیاد. چه روزای قشنگی داریم منو تو و خدا رو شکر میکنم که تو رو به من داد یک دختر سالم وقوی

دوست دارم روبینای نازم


 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر