۱۳۸۸ آبان ۱۷, یکشنبه

سلام نازنینم

دخمل ناز مامان .از اونجایی که دختر ناز مامان یکم تنبل خانم تشریف دارن نه میشینن ونه چهار دست پا میرن.فقط خودشون قل میدن اینور اونور ومشغول خرابکاری میشن .امروز فقط چند لحظه ازش غافل شدم رفتم آشپزخونه ومن تا برگردم دیدم قل خورده خودش به لپتاپ من که رو زمین بوده رسونده شالاپ شالاپ داره میزن رو کیلیداش .آخ جیگر ناز نازی.الان ساعت 02.09 شبه ومن بعد از کلی کار خونه وبچه داری وقت کردم بیام یکمی بنویسم بعدشم تازه باید شروع کنم درس خوندن ..اونم چی فیزیک.بابایی نازنین که قربونش برم دست به سیاه سفید در منزل نمیزنند و تازه وقتی من کار میکنم غر هم میزنند که ای وای یکم آرومتر خوابم پرید .و الانم صدای خر پوفش میاد واقا عجیب برام چون از لحظه ای که رضا میگه شب بخیر تا لحظه ای که آدم صدای خر پوفش میشنوه 3 ثانیه ام طول نمیکشه والبته وصد البته که بابایی بیچاره ام خیلی در طول روز خسته میشه.
چقدر دلم حوس این نونای دارچین وزنجفیلی کرده نمیدونم چرا ولی این روزا همش همین دلم میخواد.اصلنم استعداد ندارم شیرینی یا کیک و از این جور چیزا درست کنم .تو یکی از کانالا یه برنامه نشون میده به two fat ladies که در واقع دوتا خانم چاق هستند که میرن جاهای مختلف با این موتوردو نفره ها و مثلا نشون میده به یه داهاتی میرسن و بعد شروع میکنن به آشپزی وهمیشه هم تو آشپزخونه های بزرگ وقدیمی وزیبا آشپزی میکنن با ماهیتابه ها وکلا لوازم آشپزخونه همه قدیمین و هیچ اثری از وسایل مدرن واین چیزا نیست ومن این برنامه رو خیلی دوست دارم وای که چه غذاها ودسرای جا لبیم درست میکنن حالا من دارم این برنامه رو ظبت میکنم تا ببینم منم میتونم لااقل یکی از این دسرا حالا نه غذاها رو درست کنم یا نه.آی برم بدرسم

۱ نظر:

  1. وای دقیقا منم همینطورم که گفتی
    همیشه گرسنم!
    فک کنم به خاطر سرماس

    پاسخ دادنحذف