دیدی ای غمگین تر از من
بعد از آن دیر آشنایی
آمدی خواندی برایم
قصه تلخ جدایی؟
مانده ام سر در گریبان
بی تو در شب های غمگین
بی تو باشد همدم من
یاد پیمان های دیرین
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و مجبت
در خزان سینه افسرد
اکنون نشسته در نگاه هم
تصویر پر غرور چشمت
یکدم نمی رود از یادم
چشمه های پر نور چشمت
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد....


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر