۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه


سه‌شنبه ۱۳۸۸/٤/٩
سلام دختر نازم
امروز ٢ ماه ونیم از به دنیا اومدنت گذشت گل من وخیلی اتفاقات تو این مدت افتاد .دایی آرش وزندایی نرگس به دیدنت اومدن با کلی سوقاتی ولباس که برات هدیه آوردن.ومادر بزرگت یک هفته قبل برگشت ایران .الان که اینارو برات مینویسم ساعت 12 نیم شب رو گذشته و فردا دایی وزندایی برمیگردن .این روزا روزای قشنگی برای ما بود و در کنار دایی و زندایی لاقل به من که خیلی خوش گذشت واین شب آخری هم تو بغل دایی جونت خوابیدی.احساس میکنم تازه دارم از خواب بیدار میشم حس میکنم تمام این مدت تو خواب بودم .از تو بنویسم .یه خبر خوب بهت بدم و اون اینه که بعد از این وقت بیشتری دارم که برات بنویسم تقریبا از وقتی تو به دنیا امدی همیشه تو خونمون مهمون بوده ومن زیاد فرصت اینو نداشتم که بیام برات بنویسم نازنین.وزنت شده 6 کیلو و قدتم 60 سانت عزیزم من تو این روزها هر موقع وقت کنم میام ودر مورد اتفاقاتی که تو این دو ماه افتاد برات مینویسم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر